معنی نیسو
5 بازدید
(اِ) نشتر. (اوبهی) (سروری). نشتر فصاد و حجام باشد و آن را نیسویا هم گویند. (برهان قاطع) (آنندراج). نیشتر خون گیر و سرتراش. (فرهنگ خطی). نیشتر. سک. سیخ. نیز رجوع به نیشو شود: که من از جور یکی سفله برادر که مراست از بخارا برمیدم چو خران از نیسو. ابوالعباس (از نسخه ای از لغت فرس). شرور و فتنه از اطراف ملکت رمد پیوسته همچون خر ز نیسو. شمس فخری (از سروری).
کلمات همقافیه با «نیسو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سو» برای سرودن شعر