معنی نیست و نابود
7 بازدید
[ تُ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب) به کلی از میان رفته. (یادداشت مؤلف). معدوم. - نیست و نابود شدن؛ به کلی از میان بشدن. (یادداشت مؤلف). - نیست و نابود کردن؛ یک باره و به کلی معدوم کردن و از بین بردن.
کلمات همقافیه با «نیست و نابود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر