معنی نیزهگری
6 بازدید
[ نَ / نِ زَ / زِ گَ ] (حامص مرکب) رماحة. (صراح) (منتهی الارب). پیشهٔ نیزه سازی. (ناظم الاطباء). عمل نیزه گر.
کلمات همقافیه با «نیزهگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر