معنی نیزه‌گذار

معنی نیزه‌گذار

6 بازدید
[ نَ / نِ زَ / زِ گُ ] (نف مرکب) که نیزه را از بدنها و موانع عبور دهد. (فرهنگ فارسی معین). نیزه ور. نیزه افکن. نیزه زن. نیزه انداز. رامح : بدادش از آزادگان ده هزار سوار جهانجوی نیزه گذار.دقیقی. کدام است مرد از شما نامدار جهان دیده و گرد نیزه گذار.دقیقی. هزار از دلیران نیزه گذار گزین کرد گردنکش و نامدار.فردوسی. همه دست نیزه گذاران ز کار فروماند از فرّ آن نامدار.فردوسی. به قلب اندرون نامور چل هزار چه نیزه گذار و چه خنجرگذار.فردوسی. سرنیزه زد آسمان در خاک که توئی آفتاب نیزه گذار. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۲۰۴). همه شمشیرزن و تیرانداز و نیزه گذار باشند. (جهانگشای جوینی). رفعتت چون شهاب تیرانداز حشمتت چون سماک نیزه گذار. ظهیر (از آنندراج). || نیزه دار. (ناظم الاطباء). || کنایه از اعراب است، و در این ابیات منظور از دشت سواران نیزه گذار سرزمین تازیان است : یکی مرد بود اندر آن روزگار ز دشت سواران نیزه گذار.فردوسی. ز دشت سواران نیزه گذار سپاهی بیامد فزون از شمار.فردوسی. کمر بسته خواهیم سیصدهزار ز دشت سواران نیزه گذار.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «نیزه‌گذار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید