معنی نیزه‌ماهی

معنی نیزه‌ماهی

5 بازدید
[ نَ / نِ زَ / زِ ] (اِ مرکب)(اصطلاح جانورشناسی) پستانداری است از راستهٔ قطاس ها یا آب بازان که یک گونه را شامل می شود و در دریاهای شمالی نیمکرهٔ شمالی زمین می زید. این پستاندار مانند سایر قطاس ها بدنی ماهی شکل دارد و طول بدنش تا شش متر می رسد. رنگ پوست بدن زرد مایل به قهوه ای است. از اختصاصات این جانور آن است که معمولاً دندان نیش چپ فوقانیش نمو خارق العاده ای می یابد و به طور افقی رشد زیاد می کند به طوری که از دهانش تا حدود ۳ متر خارج می شود و شباهت کامل به نیزهٔ تیزی دارد که در جلو سرش قرار گرفته است (و وجه تسمیهٔ این جانور به نیزه ماهی نیز وجود همین دندان نیزه سان است) و معمولاً دندان نیش راست فوقانی برخلاف دندان قرینه اش تحلیل یافته از بین می رود. اهالی شمال اروپا این حیوان را به منظور استفاده از روغن و گوشتش شکار می کنند. این دندان دراز را «ختو» نامند. ناروال. ذوقرن. ذوالقرن. ماهی شاخ دار. کرگدن دریائی. (از فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «نیزه‌ماهی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید