معنی نیزه‌سوار

معنی نیزه‌سوار

5 بازدید
[ نَ / نِ زَ / زِ سَ ] (ص مرکب) این ترکیب در شاهنامه به کار رفته است و با ملاحظهٔ ابیات قبل ظاهراً معنی سوار نیزه دار می دهد. نیز رجوع به معنی اخیر واژهٔ نیزه گذار شود: از آن پس به منذر چنین گفت شاه که اسبان این نیزه داران بخواه... به نعمان بفرمود منذر که رو فسیله گزین از گله دار نو همه دشت نیزه سواران بگرد نگر تا که دارند اسب نبرد.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «نیزه‌سوار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید