معنی نیزهزن
5 بازدید
[ نَ / نِ زَ / زِ زَ ] (نف مرکب) رامح. (منتهی الارب). مطعان. (السامی). نیزه افکن. نیزه ور. نیزه گذار: هزار از یل نیزه زن زابلی گزین کرد با خنجر کابلی.اسدی.
کلمات همقافیه با «نیزهزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر