معنی نیازیده
5 بازدید
[ نَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) چیزی که بسوی وی دست دراز نکرده و طمع در وی نکرده باشند. (ناظم الاطباء). رجوع به یازیدن شود.[ نِ دِ ] (ص) تیر بد رها داده و خطا شده. || آواز بی آهنگ و نادمساز و ناموافق. || حکایتی که به بدی گفته شود. (ناظم الاطباء)؟ رجوع به فرهنگ شعوری ج ۲ ص ۴۰۵ شود.
کلمات همقافیه با «نیازیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر