معنی نیازیدن
4 بازدید
[ نَ دَ ] (مص منفی) قصد و آهنگ نکردن. دست به طرف چیزی دراز ننمودن. (برهان قاطع) (انجمن آرا). مقابل یازیدن به معنی آختن و دراز کردن دست بسوی چیزی : بر آتش بنه خواسته هر چه هست نگر تا نیازی به یک چیز دست.فردوسی. چو بخشنده باشی و فریادرس نیازد به تاج و به تخت تو کس. فردوسی. قدح ز اشتیاق تو بگریست خون که دستی سوی او نیازیده ای. سراج الدین قمری. || نیفکندن و نینداختن. || ناله نکردن. ننالیدن. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).[ دَ ] (مص) خواستن و درخواست کردن چیز لازم و ضرور. (ناظم الاطباء). مصدر جعلی است از نیاز +یدن. رجوع به نیاز شود. || نگریستن. (ناظم الاطباء)؟
کلمات همقافیه با «نیازیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر