معنی نیاحة
4 بازدید
[ حَ ] (ع اِمص) نوحه گری. (منتهی الارب) (آنندراج). || (مص) نوحه کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). نوح. مناح. نیاح. نواح. (اقرب الموارد). رجوع به نَوح و نیاح شود.
کلمات همقافیه با «نیاحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر