معنی نیاح
4 بازدید
(ع مص) گریه و ماتم نمودن زن به آواز بلند بر شوی. (از منتهی الارب). نوح. نواح. نیاحة. مناح. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به نَوح شود. || (اِ) گریه. زاری. شیون. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نیاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر