معنی نیابت

معنی نیابت

7 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) نوبت. بار. پاس. (از منتهی الارب). رجوع به نیابه و نیز رجوع به نیابة و نیاوه شود: وز آن پس نیابت به ایرج رسید مر او را پدر شهر ایران گزید.فردوسی. یک چند گه نیابت آن بوستان گذشت وین چند گه نیابت این بوستان رسید. سوزنی. یکدو نیابت اگر بر این بفزودی رفته بدی جان و بر دریده بدان بش. سوزنی. - به نیابت؛ به نوبت : به نیابت کسان وی را نیک همی زدند. (ترجمهٔ طبری بلعمی). - نیابت نهادن؛ نوبه گذاشتن : نیابت نهاده بودند [ کسان نمرود آنگاه که پشه در مغزش جای گرفت ] تا از آن پتک ها یکی برگرفتی و بر وی همی زدندی. (ترجمهٔ طبری بلعمی). || (مص) بجای کسی ایستادن. (غیاث اللغات). رجوع به نیابة شود. || (اِمص) جانشینی. وکالت. خلافت. برقراری در جای کسی و به عوض کسی. (ناظم الاطباء). نیابة. قائم مقامی : برادرش نرسی را به نیابت خویش در مملکت بگذاشت. (فارسنامهٔ ابن بلخی). نیابت خویش به استصواب رای سلطان به ابونصر منصوربن راشی داد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۳۸). کنون جز ناصرالدین نیست کز بهر نیابت را ز بعد چارتن در چاربالشهای او آمد. خاقانی. - به نیابت آمدن؛ جانشین شدن. بجای آن آمدن. - به نیابت کسی یا چیزی آمدن؛ از پی آن آمدن و جانشین او شدن : روزم به نیابت شب آمد جانم به زیارت تن آمد.خاقانی. - نیابتاً؛ مقابل اصالتاً. (یادداشت مؤلف). رجوع به نیابةً شود. - نیابت بجای آوردن؛ بجای کسی کاری را انجام دادن : نیابت بجای آری از دین و داد نیاری ز من جز به نیکی بیاد.نظامی. - نیابت کردن؛ قائم مقام بالاتر از خود بودن. (آنندراج). بجای دیگری و از طرف دیگری کاری انجام دادن : به نیک و بد مشو دربند فرزند نیابت خود کند فرزند فرزند.نظامی. چنان بخار هوا تیره ساخت آب زلال که قطره بر لب جو می کند نیابت خال. طالب (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «نیابت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید