معنی نگونسر
4 بازدید
[ نِ سَ ] (ص مرکب) نگونسار. سرنگون. در تمام معانی رجوع به نگونسار شود: این رایت نگونسر و رخش بریده دم بر غافلان هفت خطرگه برآورید.خاقانی. جرمی نکرده حلقهٔ گوشش نگونسر است آویخته به سایهٔ مشکین کمند او.خاقانی.
کلمات همقافیه با «نگونسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر