معنی نگهداری
7 بازدید
[ نِ گَ هْ ] (حامص مرکب) محافظت. (ناظم الاطباء). حفظ. نگاه داری. پاسداری : سپه را نگه داری شهریار به از جنگ در حلقهٔ کارزار.سعدی. - نگه داری کردن؛ نگاه داشتن. حفظ و حراست کردن. سرپرستی و مواظبت کردن.
کلمات همقافیه با «نگهداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر