معنی نگزیردن
5 بازدید
[ نَ گُ دَ ] (مص منفی) چاره و علاج نبودن. (یادداشت مؤلف). - نگزیرد؛ یعنی چاره ای نباشد و علاج نبود. (برهان قاطع) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نگزیردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر