معنی نگزاییدن
6 بازدید
[ نَ گَ دَ / نَ دَ ] (مص منفی) آسیب نرساندن. مقابل گزاییدن. رجوع به گزاییدن شود: جمال خواجه را بینم بهار خرم شادی که بفزاید به آبان ها و نگزایدْش صرصرها. منوچهری. آنکس که ز پشت سعد سلمان آید گر زهر شود ملک تو را نگزاید. مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «نگزاییدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر