معنی نگران شدن
5 بازدید
[ نِ گَ شُ دَ ] (مص مرکب) متوجه شدن. ناظر شدن. توجه کردن. نگریستن : ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد. حافظ. || وادار به دیدن کردن. (فرهنگ فارسی معین). || منتظر شدن. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). || دلواپس شدن. پریشان و مضطرب شدن. (ناظم الاطباء). مشوش شدن. پریشان شدن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نگران شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر