معنی نگاهبانی کردن
4 بازدید
[ نِ کَ دَ ] (مص مرکب) محافظت. (ترجمان القرآن). محافظت کردن. حراست کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نگاهبانی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر