معنی نگاهبانی
3 بازدید
[ نِ ] (حامص مرکب) حراست و نگهداشت چیزی. (آنندراج). محافظت. حراست. (از ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). مراقبت. حرس. (یادداشت مؤلف). عمل نگاهبان. رجوع به نگاهبان و نگهبانی شود. || (اصطلاح نظامی) قراولی. کشیک. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نگاهبانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر