معنی نگارنده

معنی نگارنده

7 بازدید
[ نِ رَ دَ / دِ ] (نف) نویسنده. (آنندراج) (ناظم الاطباء). منشی. کاتب. (یادداشت مؤلف). || مؤلف. (یادداشت مؤلف). || نقاش. (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از منتهی الارب). صورتگر. که صورت چیزی یا کسی را رسم و نقاشی کند: ز لشکر سواری مصور بجست... بدو گفت... یکی صورتی کن... نگارنده بشنید از او برنشست به فرمان مهتر میان را ببست.فردوسی. برآرندهٔ سقف این بارگاه نگارندهٔ نقش این کارگاه.نظامی. چون نگارنده این رقم بنگاشت هرکه این دید جانور پنداشت.نظامی. هرکه نگارندهٔ این پیکر است بر سخنش زن که سخن پرور است.نظامی. || صورت بخش. مصور. (یادداشت مؤلف). نقشبند. کنایه از آفریدگار و خالق : توانا و دانا و داننده اوست خِرَد را و جان را نگارنده اوست.فردوسی. نگارندهٔ چرخ گردنده اوست فزایندهٔ فرهٔ بنده اوست.فردوسی. نگارندهٔ گونه گون جانور فروزندهٔ انجم و ماه و خور.نظامی. برآرندهٔ آسمان کبود نگارندهٔ کوه و صحرا و رود.نظامی. نگارنده دانم که هست از درون نگاریدنش را ندانم که چون.نظامی. نگارندهٔ کودک اندر شکم نویسندهٔ عمر و روزی است هم. سعدی. خالق خلق و نگارندهٔ ایوان رفیعی فالق صبح و برآرندهٔ خورشید منیری. سعدی. - نگارندهٔ غیب؛ خدای تعالی. (یادداشت مؤلف): ساقیا جام میم ده که نگارندهٔ غیب نیست معلوم که در پردهٔ اسرار چه کرد. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «نگارنده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید