معنی نکوسیر
3 بازدید
[ نِ یَ ] (ص مرکب) نیکوسیرت. خوش اخلاق. (ناظم الاطباء): عیدش خجسته باد و همه ساله عید باد ایام آن خجسته نهاد نکوسیر.فرخی. از مردمی برون است هرکو نکوسیر نیست. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «نکوسیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر