معنی نکورای

معنی نکورای

5 بازدید
[ نِ ] (ص مرکب) آنکه در مشورت و در قضاوت دارای رای نیک و اندیشهٔ نیکو باشد. (ناظم الاطباء). نیکواندیشه. خوش فکر. صاحب فکر خوب و صائب : هرآنکو نکورای و دانا بود نه زیبا بود گرنه گویا بود.اسدی. || نیک خواه. نکواندیش. خیرخواه. مشفق : اگر با بیدلان هستی نکورای منم بیدل یکی بر من ببخشای. (ویس و رامین). مجنون ز حدیث آن نکورای از جای نشد ولی شد از جای.نظامی. نکورای چون رای را بد کند خرابی در آبادی خود کند.نظامی. چنین گفت آن نکورای نکورو کز آن آمد خلل در کار خسرو.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «نکورای»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ای» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید