معنی نکور
4 بازدید
[ نُ ] (ع مص) ناشناختن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی) (از منتهی الارب) (از آنندراج). نَکَر. نُکْر. نکیر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). نَکْر. (متن اللغة). رجوع به نکر شود.[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان باهوکلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار، در ۲۶هزارگزی جنوب دشتیاری، در جلگهٔ گرمسیری واقع است و ۵۰۰ تن سکنه دارد. محصولش غلات و حبوبات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان تهرود بخش راین شهرستان بم، در ۴۳هزارگزی جنوب شرقی راین، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۱۵۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و لبنیات و پسته، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «نکور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر