معنی نکوخواه

معنی نکوخواه

6 بازدید
[ نِ خوا / خا ] (نف مرکب) خیرخواه. (آنندراج) (ناظم الاطباء). نیک اندیش. (ناظم الاطباء). خیراندیش. دوستدار. هوادار: فرازآمده بود مر شاه را کی نامدار نکوخواه را.دقیقی. چو بهرام از این کار آگاه شد که لشکر مر او را نکوخواه شد.فردوسی. بداندیش او به جان بدی خواه او به تن نکوخواه او ز یسر نصیحت گر از یسار. فرخی. از ستمکاران بگیر و با نکوخواهان بخور با جهان خواران بغلْط و بر جهانداران بتاز. منوچهری. زنی دایهٔ دختر شاه بود که بازارگان را نکوخواه بود.اسدی. به زیر پای نکوخواهش آتش آب شود به دست دشمنش اندر ز گل بروید خار. مسعودسعد. با نکوخواه تو باشد مشتری را صلح و مهر با بداندیش تو کیوان را خلاف و کین بود. امیرمعزی. تا نکوخواه ویم دولت نکو خواهد مرا تا ستایم مر ورا ایام بستاید مرا.سوزنی. گرفته اند نکوخواه و بدخوه تو مدام یکی طریق ضلالت یکی سبیل سوی. سوزنی. به نزد من آن کس نکوخواه توست که گوید فلان خار در راه توست.سعدی. نکوخواهان تصور کرده بودند که آمد پشت دولت را ملاذی.سعدی. نکوکار باش ار بود قدرتی چو قدرت نداری نکوخواه باش.؟

کلمات هم‌قافیه با «نکوخواه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید