معنی نکوخو
6 بازدید
[ نِ ] (ص مرکب) با حسن خلق. خلیق. خوش خلق. (یادداشت مؤلف). نکوخوی : زنده تر از آنید و به نیروتر از آنید والاتر از آنید و نکوخوتر از آنید. منوچهری. بدخو شود از عشرت او سخت نکوخو عاقل شود از عادت او سخت موله. منوچهری.
کلمات همقافیه با «نکوخو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خو» برای سرودن شعر