معنی نکف

معنی نکف

6 بازدید
[ نَ ] (ع مص) اشک از رخ فراتر کردن به انگشت. (تاج المصادر بیهقی). به انگشت اشک از رخسار پاک کردن. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برگردیدن و عدول نمودن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پی گم کردن . || سپری کردن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). قطع کردن. به پایان رساندن. تمام کردن . || از باران بگذشتن. (تاج المصادر بیهقی).
[ نَ کَ ] (ع اِ) غدودهای خرد که در بن زنخ میان نرمهٔ گوش و پس گوش باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). نام هریک از دو غدهٔ بزاقی که هریک در جانبی از سر، خلف گوش نزدیک فک اسفل جای دارند و گوش گل آماس این غده هاست، و یکیِ نَکَف، نَکَفة است. (یادداشت مؤلف). || (مص) ننگ داشتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). نَکْف. (ناظم الاطباء). || بازایستادن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). امتناع کردن. (از اقرب الموارد). نَکْف. (ناظم الاطباء). || بیزار شدن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تبرا کردن. (از اقرب الموارد). || دردناک گردیدن دست. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «نکف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید