معنی نکایة

معنی نکایة

6 بازدید
[ نِ یَ ] (ع مص) مجروح کردن و کشتن دشمن را. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از صحاح). مقهور کردن خصم را با قتل و جرح . (از اقرب الموارد). جراحت کردن و کشتن دشمن را. (از بحر الجواهر). درهم شکستن و مغلوب کردن و کشتن دشمن را. (از متن اللغة). نکی. (متن اللغة) (ناظم الاطباء). || بد سگالیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج). || باز کردن پوست ریش را. (از منتهی الارب) (آنندراج). پوست از قرحه جدا کردن پیش از آنکه بهبود یابد. (از متن اللغة). نَکْ ء. (از اقرب الموارد) (متن اللغة). ناسور کردن ریش. (یادداشت مؤلف). || (اِمص) جراحت و کشتار دشمن. (از ناظم الاطباء). نکایت. رجوع به نکایت شود.

کلمات هم‌قافیه با «نکایة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید