معنی نکاس

معنی نکاس

4 بازدید
[ نُ ] (ع اِمص) نُکْس. بازگردیدگی بیماری. (از منتهی الارب). نکس مرض و بازگردیدگی آن. (ناظم الاطباء). عود مرض بعد از دوران نقاهت. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد). پس افتادگی بیمار. (یادداشت مؤلف). || (مص) بازگردان شدن از بیماری. (از منتهی الارب). نَکْس. (ناظم الاطباء) (متن اللغة) (از منتهی الارب). بازگردانده شدن بیمار به مرض پس از دورهٔ نقاهت. (از متن اللغة). رجوع به نکس شود.
[ نَ ] (اِ) به لغت زند و پازند به معنی نگاه باشد که از دیدن و رؤیت است. (برهان قاطع) (آنندراج). در پهلوی نیکاس است. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). نیکاس . نگاه. دید. نظر. شکل ظاهر. توجه. مراقبت. (فرهنگ پهلوی ص ۳۲۶).

کلمات هم‌قافیه با «نکاس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید