معنی نکاره
5 بازدید
[ نَ رَ / رِ ] (ص مرکب) ناکار. بیکار. (فرهنگ لغات شاهنامهٔ ولف ص ۲۵۵). مربوط به فرهنگ لغات شاهنامه است. || بی قیمت. بی ارزش. (فرهنگ خطی). بی قدر. ناکس. بی کاره. بی فایده. بی حاصل. ناچیز. (ناظم الاطباء). نابه کار.
کلمات همقافیه با «نکاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر