معنی نونشانده
6 بازدید
[ نَ / نُو نِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نونصب کرده. که به تازگی نصب و تعبیه کرده اند. || نوکاشته. || تازه منصوب شده : امیر نونشانده را با همهٔ آل و تبار مأمونیان فروگرفتند. (تاریخ بیهقی ص ۶۹۳).
کلمات همقافیه با «نونشانده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر