معنی نوق
6 بازدید
[ نَ وَ ] (ع اِ) سپیدی با اندکی سرخی. (منتهی الارب). سپیدی و بیاضی که اندک رنگ سرخی در آن باشد. (از اقرب الموارد).(اِخ) نام یکی از دهستانهای شش گانهٔ شهرستان رفسنجان است. این دهستان در شمال رفسنجان در جلگهٔ معتدل هوایی واقع شده و محدود است از شمال و شمال شرقی به دهستان بافق، از مشرق به بخش زرند، از جنوب به دهستان کشکوئیه و از مغرب به دهستان انار. آب دهستان از قنوات تأمین میشود و لب شور است. محصول عمده اش غلات و پسته و پنبه و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. دهستان نوق از ۷۰ قطعه آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۵۸۰۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).(ع اِ) جِ ناقه. رجوع به ناقه شود: چون لشکرها رسیدند با طبل و بوق و جمال و نوق صف صف از پس یکدیگر ایستاده و محاربت را آماده. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «نوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر