معنی نوشینه
5 بازدید
[ نو نَ / نِ ] (ص نسبی) نوشین. شیرین. دلچسب. گوارا. مطبوع. در تمام معانی رجوع به نوشین شود: رطب چین درآمد ز نوشینه خواب دماغی پرآتش دهانی پرآب.نظامی. || شراب گوارا. نوشین باده. (برهان قاطع) (آنندراج). نوشین. از صفات شراب است. || (اِ) نام نوائی است از موسیقی. (برهان قاطع) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نوشینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر