معنی نور چشم
17 بازدید
[ رِ چَ / چِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) وجود بسیار عزیز و گرامی. نور دیده. که دیدنش موجب روشنی چشم و انبساط خاطر است. فرزند بسیار عزیز. دوست گرامی : دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر کای نور چشم من به جز از کشته ندروی. حافظ. ای نور چشم من سخنی هست گوش کن تا ساغرت پُر است بنوشان و نوش کن. حافظ. جمال دختر رز نور چشم ماست مگر که در نقاب زجاجی و پردهٔ عنبی است. حافظ.
کلمات همقافیه با «نور چشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر