معنی نور دیده
4 بازدید
[ رِ دی دَ / دِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) نور بصر. قوهٔ بینائی. سوی چشم. || کنایه از فرزند عزیز. قرةالعین. نور چشم. نورچشمی : ای نور دیده پای که بر خاک می نهی بگذار تا به دیده بروبیم راه را.سعدی.
کلمات همقافیه با «نور دیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر