معنی نورنجه
4 بازدید
[ نَ / نُو رَ جَ / جِ ] (اِ) تالاب. استخر. (رشیدی) (جهانگیری) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج): چند خوری آب ز نورنجه چند دست نه و زور به سرپنجه چند آب سیه گشت به نورنجه ات زور خزان کرد به سرپنجه ات. فیضی (از رشیدی).
کلمات همقافیه با «نورنجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر