معنی نورسیده

معنی نورسیده

4 بازدید
[ نَ / نُو رَ / رِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) تازه وارد. که به تازگی از سفر آمده است : که جادوئی است اینجا کاردیده ز کوهستان بابل نورسیده.نظامی. || نو. تازه. (ناظم الاطباء): از فراش کهن بلات رسید تا از این نورسیده خود چه رسد؟خاقانی. || نوزاد. مولود نو. مولودجدید. جدیدالولاده : پسر نورسیده شاید بود که نودساله چون پدر گردد.سعدی. || نوبالیده. نهال تازه سال : بالا چون سرو نورسیده بهاری کوهی لرزان میان ساق و میان بر.منجیک. همه موبدان شاد گشتند سخت که سبز آمد آن نورسیده درخت.فردوسی. از ارغوان و یاسمن و خیری و سمن وز سرو نورسیده و گل های کامکار.فرخی. || تازه روئیده. (ناظم الاطباء). نودمیده. نوشکفته. رجوع به نورسیده شود. || نورس. نوبر. نوباوه : زآن تازه ترنج نورسیده نظاره ترنج کف بریده.نظامی. || کم سال. تازه بالغ. تازه جوان. نوجوان که پخته و مجرب نیست : بدو گفت کای نورسیده شبان چه آگاهی استت به روز و شبان؟فردوسی. که ای کم خرد نورسیده جوان چو رفتی به نخجیر با اردوان.فردوسی. چو جنگ آمدی، نورسیده جوان برفتی ز درگاه با اردوان.فردوسی. بر نارسیدن از چه و چون و چند عار است نورسیدهٔ برنا را.ناصرخسرو. عاجزش کرده نورسیده زنی از تنی اوفتاده تهمتنی.نظامی. - نورسیده به کار؛ تازه کار. کم تجربه : تو برنائی و نورسیده به کار چو خواهی که بر یابی از روزگار.فردوسی. - نورسیده شدن؛ بالغ شدن : گفتند رسم ایشان است که هر کودکی که نورسیده شود تا آنگاه که زنی به زنی کند حاجت خویش بدین مرد روا کند. (تاریخ بخارا ص ۸۹).

کلمات هم‌قافیه با «نورسیده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید