معنی نوردناک
5 بازدید
[ نَ وَ ] (ص مرکب) پر چین و شکنج. - نوردناک شدن، نوردناک گردیدن؛ چین پیدا کردن. - || توبرتو شدن چیزی. (یادداشت مؤلف): تعکّن؛ نوردناک گردیدن شکم و توبرتو شدن چیزی. (یادداشت مؤلف) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نوردناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر