معنی نوردجة
6 بازدید
[ نَ وَ دَ جَ ] (معرب، اِ) ضمیمة. (اقرب الموارد). || معرب نوردهٔ فارسی است به معنی سبت [ سبد ]، طبقی که در آن گل و ریحان نهند. کثن. (اقرب الموارد). || مأخوذ از نوردهٔ فارسی، کاربدکننده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نوردجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر