معنی نوردان
6 بازدید
[ نَ وَ ] (نف، ق) در حال نوردیدن. (یادداشت مؤلف). رجوع به نوردیدن شود.(اِخ) ده کوچکی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸ شود.
کلمات همقافیه با «نوردان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر