معنی نوربخشی
5 بازدید
[ بَ ] (اِخ) (امیر...) از شاعران قرن دهم هجری است و به روایت سام میرزا دیوان غزلی تمام کرده است. او راست: سگت در پاسبانی شب ندارد آنچه من دارم که سگ را تا سحر خواب است و من تا روز بیدارم. ناصح مگو که عشاق درباختند جان ها چندین هزار رفتند ما هم یکی از آنها. (از تحفهٔ سامی ص ۳۸).[ بَ ] (حامص مرکب) نورپاشی. پرتوافکنی. رجوع به نوربخش شود.
کلمات همقافیه با «نوربخشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر