معنی نودر
5 بازدید
[ نَ / نُو دَ ] (ص مرکب) چیز نودرآمده و تازه پیداشده. (انجمن آرا) (آنندراج). هر چیزی را گویند که حادث باشد یعنی نو به هم رسیده و پیدا شده باشد اما حادث به ذات نه حدوث به زمان، و به معنی بدیع و پسندیده نیز آمده است. (برهان قاطع). از برساخته های فرقهٔ آذرکیوان است. در شارستان چهارچمن ص ۱۰۷ آمده: «چیزی را گویند که حادث [ بود ]، نه حادث زمان، بلکه حدوث ذاتی از آن مراد است، و به معنی بدیع و تازه و پسندیده نیز آمده است». (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || فرزند عزیز و گرامی. نودره(؟). (انجمن آرا). رجوع به نَوَده شود.[ نَ دَ ] (اِخ) نام پسر منوچهر که به دست افراسیاب گرفتار شد. (از جهانگیری). اصل نوذر است. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). رجوع به نوذر شود.[ نَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند، در ۳۰ هزارگزی مشرق خوسف و ۱۳ هزارگزی شمال غربی گل، در منطقهٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۱۰۸ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و پنبه و میوه ها، شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «نودر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر