معنی نودان

معنی نودان

6 بازدید
[ نَ وَ ] (ع مص) به هر سو خمیدن از خواب. (منتهی الارب). نَوْد. نواد. (متن اللغة) (منتهی الارب). رجوع به نَوْد شود.
[ نَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکزی دهستان نودان بخش کوهمره نودان شهرستان کارزون، در ۱۴ هزارگزی شمال کازرون در ۵۱ درجه و ۴۳ دقیقهٔ عرض جغرافیائی واقع است و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۰۳۲ گز و هوای آن نسبةً گرم و آبش از چشمه و شغل مردمش قالی بافی و گلیم بافی است. جمعیت قصبه ۹۱۸ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ نَ ] (اِخ) دهستانی است از بخش کوهمره نودان از شهرستان کازرون و محدود است از شمال به کوه سورمه، از جنوب به ارتفاعات دوان و کتل دختر، از مشرق به کوه چنگ و دهستان دشت ارژن و از مغرب به تنگ چوگان. این دهستان در منطقه ای کوهستانی واقع شده و قسمت شمالی و غربی و مرکزی بخش را در بر گرفته است. رودخانهٔ شاپور از این دهستان سرچشمه می گیرد. هوای آن در شمال و شمال شرقی معتدل و در مغرب گرم است. آب دهستان از رودخانهٔ شاپور و چشمه سارهای متعدد تأمین می شود. محصول عمده اش غلات و حبوبات و انگور و انجیر و شغل مردم زراعت و باغداری و قالی بافی و گلیم بافی است. دهستان مشتمل بر ۱۸ آبادی است و جمعاً در حدود ۵۹۰۰ تن سکنه دارد. قراء مهم آن عبارتند از دولیران، سنان، گاوکشک، موردک، جکک. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «نودان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید