معنی نودارانی
5 بازدید
[ نَ / نُو ] (اِ) شاگردانه. (لغت فرس اسدی از یادداشت مؤلف) (برهان قاطع). نودارانه. نوداران. (رشیدی). رجوع به نوداران شود. || زری باشد که به شعرا دهند. (از جهانگیری) (از برهان قاطع). صله. رجوع به نوداران شود. || زری باشد که به کسی که مژده و خبر خوش آورده، دهند. (از جهانگیری) (از برهان قاطع). رجوع به نوداران شود.
کلمات همقافیه با «نودارانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر