معنی واژه نوحهکنان
3 بازدید
[ نَ / نُو حَ / حِ کُ ] (نف مرکب، ق مرکب) شیون کنان. در حال نوحه کردن : چون چنگ خود نوحه کنان مانند دف بررخ زنان وز نای خلق افغان کنان بانگ رباب انداخته. خاقانی. شد نوحه کنان درون غاری چون مارگزیده سوسماری.نظامی.