معنی واژه نوحهسرای
5 بازدید
[ نَ / نُو حَ / حِ سَ ] (نف مرکب) نوحه سراینده. نوحه گر. که نوحه سراید. که نوحه خوانی کند: گهی معرف سازد به ناکسی خود را گهی کجا نهم این کاسه گاه نوحه سرای. سوزنی. یاور گرگم به وقت بره ربودن پیش شبان باژگونه نوحه سرایم.سوزنی. || (اِ مرکب) خانهٔ نوحه. (یادداشت مؤلف). سرای نوحه. ماتمکده. عزاخانه.