معنی نوبخت
3 بازدید
[ نَ بَ ] (اِخ) نام منجم معروف ایرانی است که در قرن دوم هجری می زیسته است و گویند نسبت خود را به گیو پسر گودرز پهلوان ایرانی می رسانده و نوبختیان یا آل نوبخت از احفاد ویند. وی در دربار منصور خلیفهٔ عباسی که به علم نجوم اعتقادی داشت منزلت یافت و از اعاظم درباریان او گشت و منصور به سال ۱۴۴ هـ . ق. مطابق ساعت سعدی که نوبخت استخراج کرده بود به بنای شهر بغداد همت گماشت. نوبخت تا پایان عمر نزد منصور معزز و مقرب زیست و چون پیر و فرسوده گشت، خلیفه فرزند او خرشادماه را به منجمی دربار منصوب و به لقب ابوسهل ملقب کرد. رجوع به ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۳۹ و نیز رجوع به آل نوبخت و خاندان نوبختی شود.
کلمات همقافیه با «نوبخت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خت» برای سرودن شعر