معنی نوبتیدار
5 بازدید
[ نَ / نُو بَ ] (نف مرکب) دربان بارگاه و خیمهٔ بزرگ. (ناظم الاطباء). نگهبان خیمه. (آنندراج). پاسبان. محافظ. نگهبان. کشیکچی : درآوردشان نوبتی دار شاه قفائی ز خون سرخ و روئی سیاه. نظامی (از آنندراج). هر آن موری که یابد بر درش بار سلیمانیش باید نوبتی دار.نظامی. زهی سرخیل سرهنگان اسرار سخن را تا قیامت نوبتی دار.نظامی. || زندان بان. || رئیس نقاره چیان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نوبتیدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر