معنی نوبة

معنی نوبة

5 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) رسیدگی کار سترگ و مصیبت . (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نازلة. مصیبت. (اقرب الموارد). ج، نُوَب. || زمین سنگلاخ سوخته(؟). (ناظم الاطباء). || بار. پاس. نوبت. (ناظم الاطباء). رجوع به نَوبة و نوبت شود. || گروهی از سیاهان. (منتهی الارب). رجوع به نوبه (اِخ) و نوبی (اِخ) شود.
[ نَ بَ ] (ع مص) فرودآمدن کار. (از منتهی الارب). نازل شدن کار. (از متن اللغة). اصابت کردن امری . (از اقرب الموارد). نَوْب. (متن اللغة) (اقرب الموارد). رجوع به نَوب شود. || (اِ) بار. پاس. (منتهی الارب) (آنندراج). نوبت. (ناظم الاطباء). اسم است از مناوبة. گویند: جائت نوبتک. (از اقرب الموارد). ج، نُوَب. || دولت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (متن اللغة). || گروه مردم. (منتهی الارب). جماعت مردم. (از اقرب الموارد) (متن اللغة). || پروای کار. (منتهی الارب). فرصت. (اقرب الموارد) (متن اللغة). || زمانِ گرفتن تب. (از اقرب الموارد). زمان تب گرفتگی. (بحر الجواهر).
[ نَ بَ تَنْ ] (ع ق) به طور نوبت و علی التوالی و پی درپی. (ناظم الاطباء). به نوبت. از روی نوبه. متناوباً.

کلمات هم‌قافیه با «نوبة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید