معنی نوایر
4 بازدید
[ نَ یِ ] (ع اِ) جِ نایرة. رجوع به نائرة و نایره شود: نوایر فتنه فرونشست و کارها به نظام پیوست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۸۸). از اثارت نوایر ظلم... ابتدا کرد. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «نوایر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر