معنی نواده
4 بازدید
[ نَ دَ / دِ ] (اِ) نبیره. (جهانگیری) (انجمن آرا). نبیره و فرزندزاده عموماً. (از برهان قاطع) (از آنندراج). نوازاده. نوده. نوه. (جهانگیری). حفید. حافد. حافده. (یادداشت مؤلف). || پسرزاده را گویند خصوصاً. (برهان قاطع) (آنندراج). || فرزند عزیز و گرامی. (برهان قاطع) (از انجمن آرا) (آنندراج) (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «نواده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر